تبليغاتX
سینمایی

 

عزت الله انتظامی، جمشید مشایخی، مسعود کیمیایی و مجید میرفخرایی (اهداکنندگان تندیس) - 20 شهریور 1386 - کاخ موزه سعدآباد - یازدهمین جشن خانه سینما

+ نوشته شده توسط سلمان عباسی در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 و ساعت 20:12 |

نام: مسعود کیمیایی

تاریخ تولد: 1322 

 

 

همسر سابق مرحوم گیتی پاشایی (آهنگساز و خواننده)

همسر فائقه آتشین ( گوگوش )

متولد 1322در تهران. دیپلم.


با دستیاری ساموئل خاچیکیان در فیلم خداحافظ رفیق به سینما آمد. و با ساخت دومین فیلم بلندش (قیصر)  موج جدیدی را در سینمای ایران پایه گذاری کرد که این نوع سینما تا سال 1357 ادامه پیدا کرد. فیلمهای زیادی از روی قیصر ساخته شد  و بازیگران بسیاری با فیلمهای کیمیایی مطرح شدند: بهروز وثوقی، بهمن مفید، جمشید  هاشم پور، گلچهره سجادیه، فریماه فرجامی، فرامرز صدیقی، احمد نجفی، شاهد احمدلو، فریبرز عرب نیا، هدیه تهرانی، محمدرضا فروتن، میترا حجار و ...

بیگانه بیا (1347)

قیصر (1348)

رضا موتوری (1349)

داش آکل (1350)

بلوچ (1351)

خاک(1352)

گوزن  ها  (1354)

پسر شرقی (کوتاه، 1354)

غزل (1355)

اسب (کوتاه، 1355)

سفر سنگ (1356)

خط قرمز (1361)

تیغ و ابریشم (1364)

سرب (1367)

دندان مار (1368)

گروهبان (1369)

ردپای گرگ (71-1370)

تجارت (1373)

ضیافت (1374)

سلطان (1375)

مرسدس (1376)

فریاد ( 1377 )

اعتراض (1378)

سربازهای جمعه (1382)

حکم (1383)

رئیس (1385)

+ نوشته شده توسط سلمان عباسی در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 و ساعت 20:0 |

 

مسعود کیمیایی بیست و چهارمین فیلم خود را بزودی کلید می زند

:: مسعود کیمیایی بیست و چهارمین فیلم خود را بزودی کلید می زند ::

مسعود كیمیایی، بیست و چهارمین فیلم سینمایی‌اش را در مقام كارگردان به نام « رئیس » تا دو هفته آینده جلوی دوربین می‌برد
این فیلم براساس فیلم‌نامه‌ای از خود كیمیایی جلوی دوربین می‌رود. همچنین از فردا تست گریم بازیگران این فیلم آغاز می‌شود. بازیگرانی كه قرار است در این ساخته كیمیایی جلوی دوربین بروند،عبارتند از: فرامرز قریبیان، لعیا زنگنه، امین تارخ، پولاد كیمیایی، مهناز افشار، اكبر معززی، حمید افشار، فروردین رستمی، علی‌اصغر طبسی، شاپور كلهر،‌امیر رهبری، با حضورعزت‌الله انتظامی و به یاد سعید امیدی یكی از بازیگرانی كه پیش از فیلمبرداری درگذشت.

سایر عواملی كه در پشت دوربین همكاری دارند عبارتند از : مدیرفیلم‌برداری: علیرضا زرین دست، صدابردار: اسحاق خانزادی، طراح گریم: عاطفه رضوی، طراح صحنه و لباس، كیوان مقدم، برنامه‌ریز و مشاور كارگردان: امیر شهاب اسماعیلی، دستیار دوم كارگردان: محمد علی جناب، منشی صحنه: كرشمه افساری، عكاس: المیرا مقدم.

در خلاصه ی داستان این فیلم‌نوشت به قلم كیمیایی آمده است: « سیامك جوانی كه تا زباله شدن رفته است، لیست بیست و پنج جوان در جیب اوست كه باید به آنها مواد مخدر از نوع پیشرفته‌ترین تا قدیمی‌ترین برساند.رضا، پدر سیامك، بعد از چندین سال دوری از وطن برای پدری كردن می‌آید، در حالی كه خودش هنوز یك فراری است . تنها دوست دوران جوانی او كه بسیار با هم چرخیده‌اند، درس خوانده‌اند، سینما رفته‌اند و بیلیارد بازی كرده‌اند، شاید هنوز او را باور كند.رضای دیگر، دوستش، یك سرهنگ شاغل و تنهاست. زن سرهنگ با دو پسرش در یك حادثه از جهان رفته‌اند.

سرهنگ رضا را باور دارد كه رضا قدیمی گناهكار نیست. آنچه میماند عشق و عاشقیت است . رضای گناه كرده، هنوز عاشق زن از دست رفته و سقوط كرده‌اش، می‌تواند او را ببخشد.سیامك كتابچه نام‌های مشتری همایش را می‌سوزاند، سیامك عشق را در میان نام‌های كتابچه‌اش پیدا كرده و خط زده است. عاشقان سیاه بخت، به دنبال قطره‌ای از زندگی از دست رفته‌شان میدوند . حتی جراح پیر شده‌ی تنهای یك دوره، عشق را بنیان تازه‌شان می‌داند. جراح می‌داند، عاقبت، شكستن « رئیس » است. رئیس در برج‌ عاج خود همه را میگرداند. فقط احساس زنده شده‌ی رفاقت دو رضای رفیق مانده است كه سیلی هولناك می‌شود و دست رئیس را به دستنبد و سینه‌اش را به گلوله‌ می‌رساند. رضا پسرش را یافته است ...
اما .... قصه تمام نیست ... قطره‌های زهر ارزانند و در انتظار ... آنها. »

تهیه كننده « رئیس » مسعود كیمیایی و سرمایه‌گذاران اردشیر امیری، مسعود كیمیایی، محصول كارگاه آزاد فیلم است.

+ نوشته شده توسط سلمان عباسی در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 و ساعت 19:57 |
 

 

مسعود کیمیایی

تهیه کننده، نویسنده و کارگردان: مسعود کیمیایی- مدیر فیلمبرداری: علیرضا زرین دست- تدوین: مصطفی خرقه پوش- بازیگران: فرامرز قریبیان، پولاد کیمیایی، امین تارخ، خسرو شکیبایی، لعیا زنگنه، مهناز افشار

خلاصه داستان: 20 سال پیش رضا را به جرمی ناکرده مجبور کرده اند همسر و فرزندش را گذاشته و خود به خارج از ایران بگریزد. او پس از 20 سال دوستش که افسر پرونده اوست و می داند رضا بیگناه است، اما نمی تواند ثابت کند، از او در خواست می کند باز گردد تا بتوانند یکبار برای همیشه این موضوع را حل کرده و در این میان شر رئیس را هم - مسبب قتل دیروز و عامل به تباهی کشاندن جوانان امروز با اعتیاد است - بکند. سیامک فرزند رضا که روزی معتاد بوده، اما حالا به خاطر عشق طلا دست از اعتیاد کشیده لیستی در اختیار دارد که دارودسته رئیس می خواهند به خاطر لیست او را به قتل بر سانند. رضا پس از بازگشت به خانه فرشته، عشق قدیمی اش می رود و او را هم در حالی نزار می یابد که ماحصل ارتباطش با رئیس است. داستان تعقیب و گریز ها آغاز می شود. در انتها پلیس به بیگناهی رضا پی می برد و رضا هم سیامک را در قفس سگ ها در خانه رئیس پیدا می کند.

مسعود کیمیایی با هر فیلم تازه ای نشان می دهد می تواند کارگردانی مهم و خبر ساز است. رئیس حرف و حدیث های فراوانی را با خود به همراه داشت. از مرگ یکی از بازیگران پیش از شروع فیلمبرداری گرفته تا اختلاف زرین دست و کیمیایی به خاطر طولانی شدن زمان فیلمبرداری که منجر شد اکبر ناظمی فصل انتهایی کار را فیلمبرداری کند. واتفاقی که در زمان نمایش فیلم در جشنواره رخ داد یعنی پس و پیش شدن باند های صدای فیلم و بیرون کشیده شدن فیلم از داوری ها به همین دلیل. همزمان با نمایش فیلم هم دو روزنامه هم میهن و شرق به گفت و گو با این فیلمساز کهنه کار پرداخته و با تبدیل مصاحبه اش به تیتر اول روزنامه او را همچنان به عنوان یکی از تیزبین ترین فیلمسازان سینمای ایران مورد توجه قرار دادند.

مسعود کیمیایی در سه فیلم آخر خود یعنی سربازان جمعه، حکم و رئیس راهی متفاوت را در کارنامه اش پیش گرفته است. او در این سه فیلم سعی دارد به فضایی شخصی تر در فیلم هایش دست یابد. او دیگر چندان به اجتماع که همواره در فیلم هایش مورد توجه بوده اند کاری ندارد و می کوشد سهم خود را از دنیایی ذهنی با مخاطب تقسیم کند که این نگرش او به دلیل چند پارگی جامعه امروز ایران از منظر طبقاتی است. در میان این سه فیلم هم حکم به دلیل نزدیکی که به سینمای سورئال دارد نزدیک تر به فضای ذهنی پیر خسته سینماست و رئیس بیشتر سعی در بیان داستانی سرراست دارد. علاوه بر اینکه کیمیایی به خصوص در حکم توانسته منتقدانی را از نسل جدید با خود همراه کند و حتی تا حدودی منتقدان نسل قدیم را به چالش بکشد.

رئیس از منظر روایت تمی آشنا را در سینما دنبال می کند. پدری بعد از سال ها به ایران باز می گردد تا با یافتن حقیقت دست به انتقام بزند. کیمیایی سعی دارد در هنگامه طرح این الگو ی قد یمی در سینما علاوه بر روایت فیلم سرکی هم به زوایای پنهان جامعه که چندان برای مردم شناخته شده نیست، بکشد.

او مضامین همیشگی و مورد علاقه اش همچون رفاقت، عشق قدیمی و تضادهای اجتماعی میان پروتاگونیست و آنتاگونیست فیلم هایش را به همراه دارد علاوه بر اینکه در رئیس مشخص تر سراغ رئیس را می گیرد که به طبع باند مافیائیش به اداره بخشی از جامعه می پردازد که حتی نیروی پلیس هم یارای نفوذ به آن را ندارد و نوعی اتحاد حال و گذشته را طلب می کند تا بتوانند ریشه اش را بر اندازند. در انتهای فیلم هم زمانیکه رضا فرزندش را پیدا می کند در حالیکه انتظار می رود سراغ رئیس برود او را رها کرده و کار را به پلیس وا می نهد که این هم در سینمای کیمیایی معنای تازه ای را دنبال می کند.

فضا سازی بصری و چگونگی چینش روایت نیز در فیلم به اوج پختگی این فیلمساز در این سال ها اشاره می کند. او متناسب با هریک از شخصیت هایش که تعدادشان کم هم نیست، فضاسازی مناسب را برای تماشاگر در نظر می گیرد. نسل جوان و رو به تباهی عموما در فضاهایی با تونالیته رنگی تیره تصویر شده اند و آنها که از گذشته می آیند بیشتر در نور و روشنایی هستند. ازسوی دیگر گرمائی که در گذشته بین شخصیت های رفیق این فیلمساز بر قرار بود، اینجا کمی کمرنگ تر می شود. تنها نکته ای که می توان در مورد کلیت فیلم در نظر داشت، تمرکز بیش از حد کیمیایی روی شخصیت ها در خلال داستان گویی است که دو نگره مجزا را با خود به همراه می آورد. نگره مثبت یکسانی دیالوگ ها و فضاسازی هماهنگ شده شده است که همواره از مولفه های مثبت سینمای استاد است و نکته منفی اینکه تمرکز بر شخصیت ها به شکل صرف ما را از پیرنگ اصلی دور می کند.

در هر حال با همه بالا و پایین های فیلم کیمیایی هنوز معترض است و در این سال ها چیزی از نگاه نقاد و تیزبین وی نسبت به جامعه کاسته نشده است. او آنقدر جرات دارد که نسل جدید را از میان زباله ها بیرون می کشد و در نهایت با خون خودشان آنها راتطهیر کند.

+ نوشته شده توسط سلمان عباسی در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 و ساعت 19:26 |


Powered By
BLOGFA.COM